حمد الله مستوفي قزويني

352

تاريخ گزيده

سهرنا على سنة العاشقين * و قلنا لما كره الله نم در اول دولت او كار ديالمه سست شد و سلجوقيان خروج كردند و پادشاهى از دست ديلميان و غزنويان بيرون بردند و تا رسيدن ايشان ببغداد ، در بغداد فتنها پيدا شد . غلامان بر ديلميان مستولى شدند و بر ايشان مصادرات و غارت كردند تا به حدى كه جامع فخر الدوله ديلم را كه بر طرف غربيست فصيلى و خندقى كردند تا در روز جمعه غلامان دستار و جامهء ديالمهء نماز كننده نبرند و بدين سبب خليفه بحضور طغرلبك استعجال نمود و قاضى هبة الله هاشمى را بطلب او فرستاد . سلطان طغرلبك در ثانى عشرين رمضان سنهء سبع و اربعين و اربعمائه ، ببغداد رفت . ملك الرحيم ديلم او را استقبال كرد . سلطان او را بگرفت و بند كرد و بقلعهء رى فرستاد . لشكر سلطان شرقى بغداد را غارت كردند . مردم در حرم باب الخليفه گريختند . سلطان لشكريان را از غارت منع كرد . تركان بغداد بعضى با پيش بساسيرى رفتند كه سرهنگى بود از سرهنگان ديلمان [ 1 ] و او در رحبهء شام بود و دعوت اسماعيليان پذيرفته . از مصر او را امير خليل سيد معتمد نوشتندى . بساسيرى بمصر پيش المنتصر باللَّه فرستاد و ازو مدد خواست و او را بقائم خليفه و سلطان طغرلبك تخويف داد . سلطان طغرلبك در كار بساسيرى تهاون نمود تا از مصر او را مدد رسيد و اموال و اسلحه و اسباب فراوان آوردند و دبيس بن صدقه و گروه بنى اسد به دو پيوستند و او قوى حال شد . از كرد و ترك و اعراب بنى كلاب ، لشكر فراوان برو جمع شد . آهنگ جنگ سلطان كرد . سلطان طغرلبك ، قتلمش بن اسرائيل را كه عمزاده اش بود ، با قريش بن بدران عقيلى بجنگ او فرستاد . بنى عقيل با قريش ابن بدران غدر كردند و با طرف بساسيرى رفتند . بدين سبب شكست بر لشكر سلطان افتاد . قتلمش منهزم پيش سلطان آمد . سلطان بنفس خود بدان جنگ رفت . بساسيرى

--> [ 1 ] - وى اصلا ترك و موسوم به ارسلان در ابتدا مملوك مردى از اهالى فساى فارس بود و به همين جهت به بساسيرى شهرت يافت . بعد بحلقهء غلامان بهاء الدوله پيوست و ملك المظفر لقب گرفت و در نزد قائم خليفه تا آنجا عزيز شد كه در منابر عراق نام او را در خطبه مىآوردند .